حرف های دلتنگی

❤جایی واسه دل نوشته هام❤

عشق های ساعتی

اسیر مانده ایم در بهانه های پاپتی
و میله های آهنین و عشق های ساعتی

حوالی نگاهمان دوباره صف کشیده است
صدای تیک  تاک غم , شماره های صنعتی !

امان از اشتباه های نا تماممان , همان
تفاخر همیشگی به هیچ های قیمتی !

میان قرن حادثه کجاست اتفاق عشق
نمانده در تسلط همان هبوط لعنتی ؟
کسی نیامد از تبار انتظارمان ببین
که مانده ایم سخت در هجوم بی لیاقتی !

یا بقیه الله آجرک الله

[ ۱۳٩٠/٥/٢٧ ] [ ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ ] [ حسین.شریف ] [ نظرات () ]


مولایم! چشمان منتظرمان را از انتظار بیرون آر.

در مقابل طوفان سر بلند کرده ام تا بیایی و پناهگاهم باشی . در مقابل مرگ مقاومت  کردم  تا بیایی  و انتظار به پایان رسد در برابر غم ها وجدایی ها ایستاده ام تا بیایی ومرهمی بر زخم هاییم  گذاری در مقابل سرکوبهای دیگران ونفس . محکم واستوار ایستاده ام تا بیایی وخستگی را از تنم بیرون  کنی در برابر خورشید سوزان ایستاده ام تا بیایی و رفع عطشم باشی 

پس بیا مرهمی بر  تن خسته ام باش ؛آقای من!

زمانه تو را می طلبد و انتظار را میکشد,چون ناحقی زمانه را گرفته وزورو کفر بر زمانه سایه افکنده. دیگر زمانه این ظلم ها را بر  نمی تابد. پس تو را صدا می زند که بیایی این دنیایی دگر گون شده را از بیراهه نجات دهی

مولایم! چشمان منتظرمان را از انتظار بیرون آر.  

[ ۱۳٩٠/٥/۱۳ ] [ ۱:٠٦ ‎ب.ظ ] [ حسین.شریف ] [ نظرات () ]


ای کاش عاشقانه .....

آن کس که میگویددوستت دارم

خنیانگر غمگینی ست

که آوازش را از دست داده است

ای کاش عشق را

 زبان سخن بود

هزار کاکلی شاد

در چشمان دوست

هزار قنار خاموش

در گلوی من

عشق را

ای کاش زبان سخن بود

آن که میگوید دوستت دارم

دل اندوهگین شبی ست

 که مهتابش را میجوید

ای کاش عشق را

زبان سخن بود

هزار آفتاب خندان در خرام توست

هزار ستاره گریان

در تمنای من

عشق را

ای کاش زبان سخن بود

 

[ ۱۳٩٠/٥/۳ ] [ ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ ] [ حسین.شریف ] [ نظرات () ]